ابو القاسم عبد الكريم القشيري ( مترجم : فروزانفر )

مقدمهء مصحح 31

رساله قشيريه ( فارسى )

چنان كه پيش گفتيم شهر نشابور مركز تعصّبات و اختلافات مذهبى بود و كرّاميان درين شهر قدرت و نفوذ بسيار داشتند و هر يك چند ، اين اختلاف از مجالس درس بكوى و بازار مىكشيد و عامّه به پشتيبانى ائمّهء مذهب وارد ماجرا مىشدند چنان كه بر اثر همين اختلافات ابو عبد اللّه الحاكم را از درس گفتن بازداشتند و منبرش را شكستند و ابو نصر عبد الرّحمن بن احمد صابونى را در حدود سال 372 غيلة بقتل رسانيدند و ابن فورك را مسموم كردند و دامنهء اين تعصّبها ميان شيعيان و سنّيان از يك‌سو و ميان حنفيّه و شافعيّه و كرّاميّه از دگر سو بالا مىگرفت و در روزگار سلطنت محمود قدرت بدست كرّاميان افتاد تا دولت غزنوى از خراسان برچيده شد و سلجوقيان بر خراسان دست يافتند و ابو نصر منصور بن محمّد كندرى كه بسه زبان پارسى و تازى و تركى سخن مىگفت و حنفى مذهب بود به وزارت طغرلبك برگزيده شد و او مردى متعصّب و بقول بعضى معتزلى و به گفتهء عبد الغافر بسوء عقيده متّهم بود و آتش اختلاف را بر ضدّ اشعريّه دامن زد و كار بر اين دسته از مردم هرچه سخت‌تر گشت . مردم نيشابور از معتزله و كرّاميّه و حنبليان هرات بر ضدّ ابو الحسن اشعرى برخاسته بودند و او را كافر مىشمردند چنان كه در سال 436 پيروان اشعرى از علما دربارهء صحّت عقايد و آراء وى استفتا كردند و ابو محمّد جوينى و ابو عثمان صابونى و ابو القاسم قشيرى در ذىالقعدهء همان سال در جواب اين استفتا ، عقيدهء خود را دائر بر اينكه ابو الحسن اشعرى از ائمّهء اسلام و پيرو عقايد سلف است نوشتند . جمال الاسلام هبة اللّه بن محمّد معروف به « موفّق » در سال 440 درگذشت شافعيان گرد فرزند وى ابو سهل محمّد ( متولّد 423 ) جمع شدند و ابو القاسم قشيرى به معاضدت و تأييد وى قيام كرد تا او را بجاى پدر نشاندند و طغرلبك باستدعاء وى ابو سهل را بلقب پدرش ( جمال الاسلام ) ملقب گردانيد ولى ابو سهل بسبب زيركى و قبولى كه يافته بود محسود گشت و او خود با حسودان و مخالفان مذهب بستيزه برخاست و حسودان به نيروى حكومت ، اشعريان را از وعظ و تدريس و خطبه ، در جامع منع